صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا شکيبا باشيد...
با کدهاي فرهنگي دوستان تاريخ وبلاگ خود را ايراني تر کنيد...
کد بنر "حمايت از کورش بزرگ"

مِهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی آریایی یا هندوایرانی پيش از روزگار زرتشت است، که معنی عهد و پيمان و محبت و خورشید نیز میدهد. نماد او خورشید میباشد. پس از ظهور زرتشت يكى از ايزدان يا فرشتگان آیین مزدیسنا گرديد. آريائيان هنگام ورود به ايران نیروهای طبيعت مثل خورشيد و ماه و ستارگان و آتش و خاك و باد و آب را مىپرستيدهاند. خدایانی را هم كه مظهر قواى طبيعت بودهاند «دئوه» مىخواندهاند. در بين اين خدايان برتر از همه ایندرا بوده است كه اژدهاكش و پروردگار رعد و برق و جنگ به شمار مىآمده است. اين خدا با اين نام در بین آرياهاى ايران آن رواج را كه ميان هندوان مىداشت نيافت. نزد ایرانیان ظاهراً پرستش ميترا (مهر) جاى آن را گرفت و ايندرا رفتهرفته و بهخصوص بعد از زردشت در رديف ديوان مردود درآمد. در فرهنگهاى فارسى مهر را فرشتهاى دانستهاند كه موكل است بر مهر و محبت و تدبير امور مالی و مصالحى كه در ماه مهر (ماه هفتم از سال شمسى) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو متعلق است و حساب و شمار خلق از ثواب و عقاب به دست اوست.
مهر در اوستا و در كتيبههاى پادشاهان هخامنشی میثره Mithra و در سانسکریت میتره Mitra آمده است. در پهلوی میتر Mitr شده. امروز مهر نامیده میشود. مهر (از ریشهٔ میثر) از کهنترین ایزدان ایرانی و هندی است, برخی نشانههای پرستش او را در ایران به پیش آریایی بر میگردانند (اگر بخش بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم.) دربارهٔ آغاز دین مهرپرستی در ایران نمیتوان به درستی آن را روشن ساخت ولی میدانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش میکردند, آیینی که در آینده نام "عرفان اسلامی یا مسیحی" به خود گرفت[نیازمند منبع], امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینهٔ پیوستهٔ این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که علامت + که آن را چلیپا میگفتهاند سمبل خورشید بوده است ولی نزدیکی آن با آتش (هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن. (هنایش یونانی که در دیدگاه مهرپرستان ایرانی نکوهیده است.) و از این دست را باید پیش از پذیرفتن سبک سنگین کرد.
برای خواندن کامل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید![]()
سال 7030 ميترايي آريايي
3747 زرتشتي
2568 شاهنشاهي
۹۳۱ خیام
1388 خورشيدي
نوروز باستاني بر همگان مبارک
به جمشيد بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین / بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار / به ما ماند از آن خسروان یادگار
لوگوی نوروزی گوگل

لوگوی بلاگفا
- مرکز انجمن های تخصصی 
کتابخانه دوستان تاریخ

از جمله جشن هاي آتشان ، ميان اقوام آريايي جشن سوري بود.

جشن سده و جشن سوري از مهمترين جشن هاي آتشان بود. اطلاق جشن چهارشنبه سوري به اين جشن کهن(سوري) در دوران بعد از اسلام صورت گرفت . براي اولين بار از جشن سوري در کتاب تاريخ بخارا در نيمه اول سده چهارم هجري ياد شده که منصور اين نوح ساماني اين جشن را برگزار مي کرد. اما اين جشن در شب چهارشنبه نبوده چون اساس روزشماري در ايران باستان به اين صورت نبوده که ماه را به چهار هفته و با نامهاي کنوني روزها بخش کنند ، روز شماري کنوني بر اثر ورود اعراب به ايران صورت گرفت . شايد سالي که بعد از ورود اعراب به ايران اين جشن به شکلي گسترده بر پا شده مصادف با شب چهارشنبه شده چون در روزشماري اعراب چهارشنبه نحس و نا مبارک محسوب مي شد از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي کوشيدند نحوست چنين شب و روزي را منطقي کنند. زيرا همان گونه که بارها اشاره شد آتش مظهر روشني ، پاکي و طراوت زندگي بود و اهريمن، تاريکي و ظلمت را محو و ناپديد مي کرد. در هر صورت تاريخ برگزاري جشن سوري از سه زمان خارج نيست : در شب بيست و ششم از ماه اسفند يعني نخستين شب از پنجه کوچک ، يا در اولين شب پنجه بزرگ که پنج روز کبيسه است و يا در آخرين شب سال که جشن اصلي همپستمدم و آخرين گاهنبار و جشن آفريش انسان است.
عشق مهرگاني ، اشرف منشي ، فصل پانزدهم ، صفحه 149
در شاهنامه فردوسي که يکي از بهترين منابع فرهنگي ما ايرانيان مي باشد به اين موضوع اشاره دارد که آتش مظهر و نماد پاکي در ميان انسانهاست و اين موضوع را فردوسي سُتُرگ در گذر سياوش از آتش به خوبي هويدا مي سازد.
سر پر ز شرم و بهايى مراست اگر بىگناهم رهايى مراست
ور ايدونك زين كار هستم گناه جهان آفرينم ندارد نگاه
بنيروى يزدان نيكى دهش كزين كوه آتش نيابم تپش
اينجا سياوش در خطاب به پدر خود کاووس مي گويد : آتش حافظ و نگدارنده يپاکان مي باشد و من اگر بي گناه باشم به سلامت از آن عبور مي کنم و با نيرويي که يزدان به من مي دهد از اين کوه آتش ترسي ندارم و از آن عبور مي کنم.
سياوش سيه را بتندى بتاخت نشد تنگ دل جنگ آتش بساخت
ز هر سو زبانه همى بركشيد كسى خود و اسپ سياوش نديد
يكى دشت با ديدگان پر ز خون كه تا او كى آيد ز آتش برون
چو او را بديدند برخاست غو كه آمد ز آتش برون شاه نو
اگر آب بودى مگر تر شدى ز ترّى همه جامه بىبر شدى
چو بخشايش پاك يزدان بود دم آتش و آب يكسان بود
چو پيش پدر شد سياوش پاك نه دود و نه آتش نه گرد و نه خاك
اين قسمت از وبلاگ انسان شناسان جوان گرفتم
ستاره شمر گفت بهرام را
که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زين بپيچي گزند آيدت
همه کار ناسودمند آيدت
يکي باغ بُـد در ميان سپاه
از اين روي و زان روي بُـد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد
بدان باغ که امروز باشيم شاد
ببردند پر مايه گستردني
مي و رود و رامشگر و خوردني
...ز جيحون همي آتش افروختند
زمين و هوا را همي سوختند
به گفته ي دکتر محمدعلي الستي؛ مدير پژوهشکده مطالعات انساني آريايي ها(که در اصل از سرزمين هاي سردسير اسکانديناوي مهاجرت کرده بودند) آتش را الهي مي دانستند(که به آنها گرما و نور مي داده ست)، چون نشانه ي مهر اهورا مزدايي است. انسان اوليه با آتش برخورد داشته و آتش پرست بوده و پرستيدن البته به معناي مراقبت است.
وي معتقدست؛ متاسفانه ما دگرگشت چهارشنبه سوري به هالوين(جشن آخر اکتبر) را داريم، چرا که در چهارشنبه سوري چيزي به عنوان ترساندن وجود ندارد و هالوين در واقع به نوعي در چهارشنبه سوري بازتوليد شده است... همان طور که آئين مهرورزي در ولنتاين.
به هرحال چهارشنبه سوري به عنوان آئيني وحدت بخش و يک سنت ست که به اقتضاي قدمت خود از حرمت اجتماعي برخوردار است و نوعي گفتمان ملي نيز محسوب مي شود و بي شک داراي کارکردهاي عميق اجتماعي ست
----------------
پ.ن:
* واژه ي «سور» در فارسي در مفهوم «ميهماني» نيز به كار رفته است.
* همان طور که مي دانيم در ايران قديم هر روز نامي ويژه داشته است، اما در برخورد با فرهنگ عربي چون در روزشماري تازيان؛ چهارشنبه و شب آن نحس و نامبارك به شمار مي رفته، شب چهارشنبه ي آخر سال را با «جشن سوري» به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و ناخجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند.
خلیج فارسه دیگه!!!!!!!!!!!

يلدا بر تمامي ايرانيان مبارك باد![]()
به مناسبت فرارسيدن شب يلدا از سايت www.nosratdarvishi.com مقاله اي را براي شما دوستداران فرهنگ ايران زمين آورده ام. همچنين موسيقي پس زمينه وبلاگ را "در اين شب يلدا"قرار داده ام.
يلدا
دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، در بر داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. بنا بر گاه شماري كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گيرند، و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. ....
برای خواندن کامل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید![]()